روزي روباه در لباس نصيحت گران ظاهر شد.
پس راه ميرفت در زمين و نصيحت ميكرد و حيله گران را دشنام ميداد و مي گفت:
سپاس مخصوص خداست كه پروردگار جهانيان است.اي بندگان خدا توبه كنيد كه او پناهگاه توبه كنندگان است. وبخواهيد از خروس اذان بگويد براي نماز صبح در ميان ما.
پس رفتند بسوي خروس و ماجرا بگفتند.خروس گفت ابلاغ كنيد به روباه از جانب من واز طرف نيا كان تاجـــــــــدار شايسته ي من كه داخل شدند در آن شكم لعــــــنتي روباه كه:
بهترين حرفها از آن دانايان است و خطا كار و ساده لوح است آنكه فكر كند روزي روباه دين دارد. !!
پس راه ميرفت در زمين و نصيحت ميكرد و حيله گران را دشنام ميداد و مي گفت:
سپاس مخصوص خداست كه پروردگار جهانيان است.اي بندگان خدا توبه كنيد كه او پناهگاه توبه كنندگان است. وبخواهيد از خروس اذان بگويد براي نماز صبح در ميان ما.
پس رفتند بسوي خروس و ماجرا بگفتند.خروس گفت ابلاغ كنيد به روباه از جانب من واز طرف نيا كان تاجـــــــــدار شايسته ي من كه داخل شدند در آن شكم لعــــــنتي روباه كه:
بهترين حرفها از آن دانايان است و خطا كار و ساده لوح است آنكه فكر كند روزي روباه دين دارد. !!
از نويسنده ي عرب : احمد شوقي
لينك مطلب | شنبه 9 اردیبهشت1385
|
