درويشي از مجنون پرسيد: چند ساله اي مجنون؟
گفت: هزار وچهل
درويش بر آشفت: اي ديوانه نوح نبي هزار سال عمر كرد و تو هزار و چهل؟!
مجنون گفت: آنچه از شب و روز بر من گذشته است چهل سال بيش نباشد وآن يك نگاه ليلي، هزار سال بلكه بيش بود پس آن چهل و اين هزار مي شود هزار و چهل.
گفت: هزار وچهل
درويش بر آشفت: اي ديوانه نوح نبي هزار سال عمر كرد و تو هزار و چهل؟!
مجنون گفت: آنچه از شب و روز بر من گذشته است چهل سال بيش نباشد وآن يك نگاه ليلي، هزار سال بلكه بيش بود پس آن چهل و اين هزار مي شود هزار و چهل.
لينك مطلب | یکشنبه 16 بهمن1384
|