با دستمال هايي پر از سيب و گلابي
چشمانم را بستي
با دست هايي خالي از سيب و گلابي
بازشان كردم
رفته بودي تا هميشه هاي دور
گول نمي خورم
چشم ها را باز نمي كنم
ديگر بازي نمي كنم!
چشمانم را بستي
با دست هايي خالي از سيب و گلابي
بازشان كردم
رفته بودي تا هميشه هاي دور
گول نمي خورم
چشم ها را باز نمي كنم
ديگر بازي نمي كنم!
متين السادات عرب زاده
لينك مطلب | سه شنبه 11 بهمن1384
|
