بهترين حيله
از روباه پرسيدند: «براي فرار از دست سگ چند حيله مي داني؟»
گفت: «راه هاي زيادي دارد، اما بهتر از همه اين است كه من و او هرگز يكديگر را نبينيم!»
گيوه باشد
درويشي گيوه در پا نماز مي گزارد. دزدي طمع در گيوه او بست.
گفت: «با گيوه نماز نباشد.»
درويش منظور او را فهميد، گفت «اگر نماز نباشد، گيوه باشد.»
عبيد زاكاني، «رساله دلگشا»
از روباه پرسيدند: «براي فرار از دست سگ چند حيله مي داني؟»
گفت: «راه هاي زيادي دارد، اما بهتر از همه اين است كه من و او هرگز يكديگر را نبينيم!»
گيوه باشد
درويشي گيوه در پا نماز مي گزارد. دزدي طمع در گيوه او بست.
گفت: «با گيوه نماز نباشد.»
درويش منظور او را فهميد، گفت «اگر نماز نباشد، گيوه باشد.»
عبيد زاكاني، «رساله دلگشا»
لينك مطلب | یکشنبه 11 دی1384
|