شب هنگام ، كه ماه كامل شد
از ستاره ها بپرس
عشق مرا
و باران را قسم بده
كه چشمان نمناكم را به يادت بياورد
از سنگفرش خيابان هاي شهر
بي طاقتي قدم هايم را جويا شو
آنها صداي قدم هايم را از بر هستند
باران هم شاهد است ...
همه به تو خواهند گفت كه عشقم حقيقت بود
چيز زيادي نخواستم
قانع بودم ، به يك جمله از زبان تو
ولی ...
از باران گمشده ات را طلب كن
مردگان اين شهر منتظر دم مسيحايي تو هستند ...
آي !
هميشه هرگز !
لحظه اي درنگ كن
رد پايت را روي قلبم جا گذاشته اي ...
از ستاره ها بپرس
عشق مرا
و باران را قسم بده
كه چشمان نمناكم را به يادت بياورد
از سنگفرش خيابان هاي شهر
بي طاقتي قدم هايم را جويا شو
آنها صداي قدم هايم را از بر هستند
باران هم شاهد است ...
همه به تو خواهند گفت كه عشقم حقيقت بود
چيز زيادي نخواستم
قانع بودم ، به يك جمله از زبان تو
ولی ...
از باران گمشده ات را طلب كن
مردگان اين شهر منتظر دم مسيحايي تو هستند ...
آي !
هميشه هرگز !
لحظه اي درنگ كن
رد پايت را روي قلبم جا گذاشته اي ...
لينك مطلب | یکشنبه 11 فروردین1387
|