تبليغاتX
آدمک - کاشکی اشک مرا میدیدی...

و باز هم برای تو...

بغض آسمان
و انتظار سنگفرش هاي خيابان
بي اعتنايي عابران رهگذر
به باران چشمانم
و برگهايي كه گام هايم را عاشقانه به آغوش ميكشند
در خيالم به اين عشق حسوديم مي شود
آسمان نيز حسودي اش مي شود
نه به عشق برگها
كه به اشك هايي
كه براي عشقت از گونه ام سُر ميخورد
بارانش را شروع ميكند
عابران چتر خود را باز ميكنند
حالا ديگر اشك هايم را باران ميشويد
اشك هايم
ديگر ديده نمي شوند...

مهربان : هر روزي كه نمي آيي، غم ، جاي خالي ات را در دلم پر ميكند...

لينك مطلب | سه شنبه 29 آبان1386 | 












Home | Archive | Contact US | RSS