در جلسه امتحان عشق
من مانده ام و یک برگه سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی
و یک بغل تنهایی و دلتنگی ...
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی ، هوس سرسره بازی می کند!
و برگه سفیدم
عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!
عشق تو نوشتنی نیست ...
در برگه ام، کنار آن قطره
یک قلب کوچک می کشم!
وقت تمام است.
برگه ها بالا ...
من مانده ام و یک برگه سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی
و یک بغل تنهایی و دلتنگی ...
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!
در این سکوت بغض آلود
قطره کوچکی ، هوس سرسره بازی می کند!
و برگه سفیدم
عاشقانه قطره را به آغوش می کشد!
عشق تو نوشتنی نیست ...
در برگه ام، کنار آن قطره
یک قلب کوچک می کشم!
وقت تمام است.
برگه ها بالا ...
فقط براي تو : باور كن كه كلمات بر زبانم جاري نمي شود ، نميدانم چه بايد بنويسم كه "عشق تو نوشتني نيست" شايد اگر به اين دنياي وارونه ام آمدي بدان كه تمام اين سطرها فقط برای تو نوشته می شود.بدان كه وقتي مي آیی نفسم تنگ ميشود ، بدان كه زبانم لکنت میگیرد، مجسمه میشوم، شايد اين را خودت هم فهميده باشي ، "فلاني جان" : دلم گُر گرفته ، کاش میدانستی که چه آشوبي در دلم به راه افتاده است ، دلتنگيم مثل مهربانيت تمامي ندارد ، كاش اين همه مهربان نبودي ، كاش هيچ وقت نمي ديدمت ، كاش هيچ وقت نمي آمدي ...
سايه اي بر دل ريشم فكن اي گنج مراد
كه من اين خانه به سوداي تو ويران كردم
لينك مطلب | سه شنبه 22 آبان1386
|