تبليغاتX
آدمک - زیباییهای بهار را در چند جمله توصیف کنید

هر سال كه زمستان رخت خود را بر مي بندد بهار مي آيد و رخت خود را برجاي زمستان پهن ميكند . بهار با خود چيزهاي زيادي مي آورد و من بهار را خيلي دوست دارم . بهار كه مي آيد درختان شكوفه مي زنند و مانند لباس عروس ميشود و من يك جوري ميشوم!
درخت ها در بهار خود را مي تكانند و گرده هايشان در هوا پخش ميشود و فين فين دماغ ما آغاز ميگردد و اين خيلي زيبا است !چشمهاي ما نيز ميسوزد و من چشمهايم را خيلي ميمالم و اين يكي از جاذبه هاي بهار است. پدرم نيز با مهرباني شديدي به پس كله من ميزند كه چه خبره فين فين ميكني و من هم اشاره به بهار كرده و زيبايي هايش را به ياد او مي آورم . خواهرم به من ميگويد كه تو آلرژي داري و من نميدانم اي كه ميگويد يعني چه ! ولي در تلويزيون ديده ام كه يه خانم دكتري كه او هم مثل بهار زيبا بود ميگفت ماسك بزنيد. و من خيلي ماسك را دوست دارم زيرا باعث ميشود تا دماغ بزرگم ديده نشود و قيافه ام مثل تام كروز شود !
بهار خيلي زيباست و من بهار را خيلي دوست دارم.
اين بود انشاي من.
_______________
جوابيه : در پاسخ به كامنت آقاي رونوشت بدون اصل به شماره 7 مورخه چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 قيد شده در پست شماره 271 مبني بر اينكه فرموده بوديد « با این پ.ن.3. این آقای صادق رو کلا" نابود کردی که! » به اطلاع ميرساند كه ايشان خيلي وقت است كه نابود گشته اند و مطالبشان كل يوم عشقولانه ميباشد ، لذا چناچه به گفتار اينجانب صحه نميگزاريد تشريف برده به وبلاگ ايشان و خودتان از نزديك عمق فاجعه را ملاحظه بفرماييد !
پ. ن 1: ورداشته اس ام اس زده :  قرمزي چشماتيم نفازولين بريز فنا شيم!
داداش چروك لباتيم بخند تا محو شيم !
پ.ن 2: سد صادق دوست داريم ... آ سيد دوست داريم :)
+ اضافه شده:
جوابيه جوابیه (از سد صادق): در پاسخ به كامنت آقاي رونوشت بدون اصل به شماره 7 مورخه چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 قيد شده در پست شماره 271 وبلاگ دوست گرامیم حاج آقا آدمک !! اینجانب صادق ! ضمن تکذیب هرگونه نابودی از سوی آدمک اعلام میکنم که بین من و ایشان هیچگونه اختلافی وجود ندارد و هر چه ایشان بفرمایند حجت است !
پ.ن ۳: پس اگه هر چی من میگم حجته قبول کن که نابود شدی رفت!
پ.ن ۴: سد صادق ! قرمزي چشماتيم نفازولين بريز فنا شيم!

لينك مطلب | پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 | 












Home | Archive | Contact US | RSS