مزرعه...
زردی گندمزار...
مترسک می دانست تا او باشد
کلاغ ها از گرسنگی می ميرند
فردايش كلاغ ها سير بودند...
ـــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن : عجب زندگی نکبتی شده !
زردی گندمزار...
مترسک می دانست تا او باشد
کلاغ ها از گرسنگی می ميرند
فردايش كلاغ ها سير بودند...
ـــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن : عجب زندگی نکبتی شده !
لينك مطلب | پنجشنبه 23 فروردین1386
|
