نمای اول
توي سنگر دراز كشيده بود. پروانه اي بال زد و روي مگسك نشست. زل زد به پروانه و يادش رفت شليك كند.
نمای دوم
پشت كامپيوتر نشسته بود. پروانه اي روي مونيتور نشست. خيره شد به پروانه و يادش افتاد زماني عاشق بوده است.
نمای سوم
روي نيمكت نشسته بود. پروانه اي روي دسته عصايش نشست. يادش رفت پير شده، بلند شد و دنبال پروانه دويد.
"یاشار احدصارمی"
توي سنگر دراز كشيده بود. پروانه اي بال زد و روي مگسك نشست. زل زد به پروانه و يادش رفت شليك كند.
نمای دوم
پشت كامپيوتر نشسته بود. پروانه اي روي مونيتور نشست. خيره شد به پروانه و يادش افتاد زماني عاشق بوده است.
نمای سوم
روي نيمكت نشسته بود. پروانه اي روي دسته عصايش نشست. يادش رفت پير شده، بلند شد و دنبال پروانه دويد.
"یاشار احدصارمی"
لينك مطلب | سه شنبه 30 آبان1385
|