پسركي كه 100 دلار ميخواست تا يك دستگاه بازي كامپيوتري بخرد، هفتهها دعا كرد ولي اتفاقي نيفتاد. بنابراين تصميم گرفت به خدا نامه بنويسد و 100 دلار درخواست كند.
كارمندهاي اداره پست وقتي نامه پسرك را ديدند كه به آدرس خدا، خيابان بهشت پست شده بود، تصميم گرفتند آن را براي رئيسجمهور ايالات متحده بفرستند.
نامه به نظر رئيسجمهور آنقدر بامزه آمد كه به منشياش گفت يك اسكناس پنج دلاري براي پسرك بفرستد، و با خودش فكر كرد كه 5 دلار بايد براي پسرك پول زيادي باشد.

كارمندهاي اداره پست وقتي نامه پسرك را ديدند كه به آدرس خدا، خيابان بهشت پست شده بود، تصميم گرفتند آن را براي رئيسجمهور ايالات متحده بفرستند.
نامه به نظر رئيسجمهور آنقدر بامزه آمد كه به منشياش گفت يك اسكناس پنج دلاري براي پسرك بفرستد، و با خودش فكر كرد كه 5 دلار بايد براي پسرك پول زيادي باشد.
پسرك وقتي نامه را دريافت گرفت خيلي خوشحال شد، ولي وقتي پاكت را باز كرد تنها يك اسكناس پنجدلاري داخلش ديد. پسرك از اينكه خدا همه پولي را كه خواسته بود برايش نفرستاده بود، متعجب بود. او مدتي طولاني فكر كرد، پاكت نامهاي را كه دريافت كرده بود بدقت بررسي كرد و عاقبت نشست و اين نامه تشكر را براي خدا نوشت.
خداي عزيز، از اينكه پول را فرستادي خيلي متشكرم، ولي ميبينم كه به دلايلي نامه را از طريق واشنگتن فرستادهاي و اين دزدها طبق معمول 95 دلارش را بعنوان ماليات كسر كردهاند!
.
لينك مطلب | یکشنبه 30 مهر1385
|
