تبليغاتX
آدمک - لن ترانی

یه چند وقت پیش تو یه مجلسی بودم که یه عالمی توش بود که حرفای قشنگی میزد .بحث طور سینا پیش اومده بود  و اون عالم چند تا شعر قشنگ در مورد این مورد!!! گفت که من یکیشو فراموش کرده بودم و امروز تو یه وبلاگی دیدم و گفتم حیفه که این مطلب رو ننویسم.

جریان طور سینا رو که میدونید : حضرت موسی (ع) از خداوند خواسته بود که خودش رو به اون نشان بده (تری) و خداوند نیز در جواب گفته بود که هرگز مرا نخواهی دید (لن ترانی) و سپس گوشه ای از ذات خودش رو به کوه نمایان کرده بود و کوه متلاشی شده بود و موسی نیز از هوش رفته بود . و اما حکایت:

 سه تا شاعر بديهه گو و خوش فکر، پيش علاٌمه ( نمیدنم کدوم علامه) بودند.بحث "طور سينا" و ....ميشه.

شاعر اول فی البداهه می گه:

*  چو رسی به طور سينا , " أرني " مگوی و بگذر /   که نيرزد اين تمنٌا , به جواب " لن ترانی "

شاعر دوم در جواب شاعر اول , فی البداهه می گه:

* چو رسی به طور سينا , " أرنی " بگوی و مگذر /  که خوش است از او جوابی, چه "تري" چه "لن تراني"

 شاعر سوم در جواب هر دو شاعر قبلی می گه:

* " أرني " کسی بگويد که تو را نديده باشد  /  تو که با منی هميشه , چه جواب  " لن تراني " ؟...

حدس می زنين علٌامه در جواب اين شعرا چی گفته باشه؟؟:

*  سحر آمدم به کويت , که ببينمت نهانی  /   " أرني " نگفته گفتی تو هزار  " لن تراني "....

شما با کدوم یکی موافقید ؟

لينك مطلب | دوشنبه 8 خرداد1385 | 












Home | Archive | Contact US | RSS