جریان طور سینا رو که میدونید : حضرت موسی (ع) از خداوند خواسته بود که خودش رو به اون نشان بده (تری) و خداوند نیز در جواب گفته بود که هرگز مرا نخواهی دید (لن ترانی) و سپس گوشه ای از ذات خودش رو به کوه نمایان کرده بود و کوه متلاشی شده بود و موسی نیز از هوش رفته بود . و اما حکایت:
سه تا شاعر بديهه گو و خوش فکر، پيش علاٌمه ( نمیدنم کدوم علامه) بودند.بحث "طور سينا" و ....ميشه.
شاعر اول فی البداهه می گه:
* چو رسی به طور سينا , " أرني " مگوی و بگذر / که نيرزد اين تمنٌا , به جواب " لن ترانی "
شاعر دوم در جواب شاعر اول , فی البداهه می گه:
* چو رسی به طور سينا , " أرنی " بگوی و مگذر / که خوش است از او جوابی, چه "تري" چه "لن تراني"
شاعر سوم در جواب هر دو شاعر قبلی می گه:
* " أرني " کسی بگويد که تو را نديده باشد / تو که با منی هميشه , چه جواب " لن تراني " ؟...
حدس می زنين علٌامه در جواب اين شعرا چی گفته باشه؟؟:
* سحر آمدم به کويت , که ببينمت نهانی / " أرني " نگفته گفتی تو هزار " لن تراني "....
شما با کدوم یکی موافقید ؟
