مپندارم که شايد مرد هيزم
که مي دوزم به تو چشمان ريزم
جمالاتت همه از پشت عينک
نمايد بهر من کوچک عزيزم!
که مي دوزم به تو چشمان ريزم
جمالاتت همه از پشت عينک
نمايد بهر من کوچک عزيزم!
به ما گفتند جشن و سور و کوس است
و تشکيلات آن دمب خروس است
ولي آنجا فقط يک بغچه ديديم
که مي گفتند توي آن عروس است!
مشخصم بشوي تو اگر که اينويزي
قسم به ياهو مسنجر نگويمت چيزي!
"منم يا رب در اين دولت که " يار آنلاين ميبينم؟
به استاتوس(!) زيبايش گل ات-ساين* ميبينم؟
لينك مطلب | چهارشنبه 13 اردیبهشت1385
|
