تبليغاتX
آدمک

شهرام جهانگيريشهرام . ج فرزند جهان كه مورد اتهام سرقت فرشهاي نفيس شركت پدرش قرار داشت تبرئه شد.
به گزارش خبرگزاري آدمك پرس ، سارق اصلي فرشها كه اشكان راد بود با اسم مستعار شهرام جهانگيري اقدام به سرقت اين فرشها كرده بود كه با پيگيري آقاجهان و با كمك سربازان گمنام امام زمان در هنگام فروش اين فرشها دستگير شد، و شهرام اصلي به كانون گرم خانواده بازگشت.
انتهاي پيام.
ـــــــــــــــــــــ
پ.ن ۱: در اولین واکنش نسبت به این واقعه !  مرسده راد كه با روشن شدن حقيقت مواجه گرديد به سر زندگي برگشت و دراظهار نظري پشيمانانه به شهرام جهانگيري گفت : تو عزيز دلمي دل انگيز.

پ.ن ۲ : از اینکه مجدانه پیگیر اخبار شهرام . ج هستید سپاسگزارم !

لينك مطلب | شنبه 18 فروردین1386 | 













نظر به اختلافاتي كه در انتهاي سال جاري باره چهارشنبه سوري در بين اساتيد بوجود آمده و معلوم نيست كه آيا و يعني فردا چهارشنبه سوري است يا آيا و يعني هفته بعد چهارشنبه سور ميدهيم و اينكه فقها اين روز را يوم الشك دانسته اند لذا اينجانب در ادامه وظيفه خطير شفاف سازي راهكارهايي را جهت هرچه شفاف شدن وصيقل خوردن اين روز به نحوي كه چهره مبارك را در آن رويت نماييد به استحضار آن عزيزان ميرسانم:
1. قطعا اسطقس دارترين طريق براي اينكه ماهيت اين يوم مشخص شود اين ميباشد كه همه ما كل يوم صبر جزيل نموده و ببينيم كه مردم و علي الخصوص سازمان سدمدبت ( سازمان دختران مجرد دم بخت و ترشيده) كدام روز را از روي آتش ميپرند و بر ما معلوم گردد كه آنروز چهارشنبه سوري است و ما هم همان روز از روي آتش بپريم تا بخت مذكور انبساط يافته و وا رود.
2. از آنجا كه در شب چهارشنبه سوري بنا به سنت ديرينه شيربرنج طبخ ميگردد بهتر است در صف شير ايستاده و آن روزي كه شير زودتر تمام ميشود آن روز چهارشنبه آخر سال است.
3. بنا به استعلامي كه از بلاد همسايه گرفته شده ، كشور هميشه در صحنه عربستان امروز را چهارشنبه سوري اعلام كرده پس نتيجه گرفته ميشود كه چهارشنبه سوري اصلي فردا ميباشد.
4. اصلا چهارشنبه سوري اصلي و فرعي نداريم ، يوم مذكور به روايت شيعه فردا ميباشد و به روايت اهل سنت هفته بعد.
5. از آنجا كه هفته بعد چهارشنه سوري مصادف ميگردد با شب عيد و لذا جمع بين نقيضين محال است و به اصطلاح مانعةالجمع ميباشد لذا فردا شب چهارشنبه سوري است.
6. اصولا سبزي پلو ماهي و شيربرنج را نميتوان روي هم هورت كشيد ( رجوع شود به بند پنجم)
7. يك راه حل آدم حسابي اين است كه آقاجان مگه چهارشنبه سوري همان چهارشنبه آخر سال نيست؟
خوب قربون شكلت چهارشنبه هفته بعد روز يك فروردينه پس چهارشنبه اول ساله نه آخر سال پس نتيجه ميگيريم كه فردا چهار شنبه سوري است عزيز دل انگيز.
8. بنا به اطلاعيه سازمان پخش و توزيع مواد غير مترقبه ببخشيييد مواد محترقه هر دو روز مذكور را چهارشنبه سوري اعلام گرديده است. واللا !
9. چهارشنبه سوري اصلا شب است يا روز؟ و آيا اصولا چارشنبه صحيح است يا چهارشنبه يا 4شنبه؟
___________
پ.ن 1 : تشكلها و احزاب زير فردا را چارشنبه سوري اعلام كرده اند:
همون سازمان سدمدبت ، سازمان پتس ( پخش و توزيع سيگارت) ، صنف جنس فروشان به طور اعم ، مديريت سازمان جهانگردي ، مديريت وبلاگ آدمك !
پ.ن 2 : به اس ام اسي كه هم اكنون به دستمان رسيد توجه فرماييد : چهارشنبه سوري از روي آتيش نپر چون علم ثابت كرده جيگر روي آتيش ميسوزه ! صدالبته منظورش من نبودم و اشتباه اس ام اسي بوده!
پ.ن 3 : در اين رساله به تعداد 16 فقره كلمه چهارشنبه قيد گرديده كه با اين آخري ميشه 17 تا !
لينك مطلب | دوشنبه 21 اسفند1385 | 













از آنجا كه خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» به نقل از یک منبع مطلع و وثوق الدوله ! راپورت داده است كه شهرام جزایری با گریم کاملاً زنانه و پوشیدن لباس زنانه، از کشور گریخته است لذا حس مكاشفه و اكماك (مصدر كمك كردن) اينجانب طغيان كرده و بر آن گشته ام ! تا از چهره زنانه شهرام جون معروف به شهره با آن لبخند ژوكوند وار و دلربايش پرده برداري كنم و گامي در جهت تسهيل شناسايي آن عزيز سفركرده برداشته باشم و مساعيه اي ! به اساتيد نيروي امنيه و شهرباني و اطلاعات نموده باشم. اميد آنكه مورد قبول افتد...
در همين راسته اكبر آقا دوقلو داره ، اصغر آقا دوقلو داره ، آقا تقي دوقلو داره !! ببخشييييد (با لهجه بهنوش بختياري) در همين راستا كلي از خودم استعداد دركرده ام و شهره را در جامه ي نسوان به منصه تصوير مصور نموده ام!! و اين عسكها حاصل تلاش شبانه روزي اينجانب ميباشد و آنها را تقديم ميكنم به ملت غيور و سرافراز كشورم كه با دعاي خير خود پشتيبان من بوده اند !! :

شهره جزايري 1شهره جزايري 2شهره جزايري 3شهره جزايري 4

________
پ.ن 1 : بنابر راپورت هاي واصله احتمالا عسك چهارمي از راست خود نامردش (اگه مرد بود كه لباس زنانه نميپوشيد) باشد چون من در گوگول عبارت "شهرام جزايري" را مكاشفه كردم و به اين عسك رسيدم.
پ.ن 2 : از برادران و خواهران امت اسلامي تقاضا ميگردد در صورت مشاهده اين نامرد از تماس با وي خودداري فرمايند زيرا هيچ اجماعي در مورد جنسيت ايشان در بين فقها حاصل نگرديده و محرميت ايشان نسبت به جامعه نسوان يا جامعه ذكور محل اختلاف فقها ميباشد!
پ.ن 3 : در همين راسته ! تني از اصحاب اين شعر را محبت فرموده و بذل كرده اند:
توی دهِ هَشَل‌هفت/ شهرام گذاشت و در رفت / شهرام نگو، بلا بگو/ جيب‌هاش پر از طلا بگو/ موی کوتاه ، روی سياه / وضع روبه‌ راه / واه‌ و واه‌ و واه!‏ / نه نيروی فضائيه / نه قوه قضائيه / هيچکس باهاش رفيق نبود‏ / تنها رو گنج قارون / نشسته بود تو بارون /فلانی می‌گفت: شهرام خوب گل‌ پری/ حيف توئه زندون بری

 

لينك مطلب | پنجشنبه 17 اسفند1385 | 













دیشب شخص ناشناسی تلفن زد و گفت :  منزل فلانی ؟
گفتم : خودم هستم ، بفرمایید .
گفت : من شماره ی تلفن شما را به سختی پیدا کردم . اول تلفن کردم به آقای باباچاهی ، از ایشان تلفن آقای لنگرودی را گرفتم . بعداً تلفن زدم به آقای لنگرودی و از ایشان شماره ی تلفن آقای صالحی را گرفتم ، بعداً تلفن زدم به آقای صا لحی و از ایشان تلفن جناب عالی را خواستم . ایشان هم شماره ی تلفن شما را به من دادند . من به آن شماره زنگ زدم ، گفتند فلانی دو سه سال است که از اینجا رفته است . پرسیدم شماره ی جدید آقای فلانی را دارید ؟ گفتند نه نداریم . شما می توانید ا ز مرکز ۱۱۸ سؤال کنید . زنگ زدم به ۱۱۸ و شماره ی تلفن شما را از آنجا گرفتم .
گفتم : متأسفم که این همه توی زحمت افتاده اید . واقعاً شرمنده ام . حالا امرتان را بفرمایید .
گفت : می خواستم از شما تلفن احمد رضا احمدی را بگیرم

عمران صلاحی

لينك مطلب | پنجشنبه 29 دی1384 | 













يا ایـــها المــعشوق , بعد از السلام و الاحوال پرســی انـا امیـدوارم که مزاجک عين الصحت و السلامت بوده باشد . و اگر انـــت از احـوال انا خواســته باشـی لاملال لنا سوای فراقــک , کـــه ان هم انشــــــا الله تعالی فی همـــين ايام ديدارنا و مرادنا حاصلوننـا .

باری يا ايها العزيز انا فــی آتش العـشق کمثـل الماهيتابه میـــسوزم! و جلز و ولزنا درآمده. فی کـــل شبها که انا ســرم را علی المتــــــــکا ميگذارم , اشــــــــــــــــــکنا کمثل الرودخـــــانه جاريه" علی البـــستر و آه سوزاننی بســـــــــــــــوی آسـمان صعودن !

 الهی انا قربـــــــــان انت بروم . انا قسم ميخورم بجاننی و بجانک که فی کـــل شبها ابدا" خواب فـــــــــــی چشماننا لا داخـــــلون و اغـــلب الی صبح بیــــدارون و گریـــــه زارون فی هجرک .

 انا قربان چــــشم و ابرويت بروم و جـــــــــان ناقابل الحقــير فدای بدن ابيضت بشود ! بـخدا رنگم من هجرانک کمـــــثل الزردچوبه اصفر شــــــده و قلبنــــــا کمثل الآلبالـــو احمر گرديده .
" آه ... آه ياويلنا کــه هــــــــــــر نصفه شب بيادکم يوقوقو ! يعنـــی وق وق ! میـکنم و هرچه نامه جات لعاشقانه بسوی انت ارسالون هيچ لاجـــوابون گويا انا را آدم لا حسابون !!! "
به جان انت که از جان الحقير عزيزتر است قلبنا فی فراقک مـــجروح و لباب قلبنا بروی انت مفتوح !انا نميدانم که چرا از من فرارون ! در صورتی کـــــــه انا من العشـقک بيقرارون گويا لارحم فی قلبک !!!انــــــــــــــا هستم واحد جوان الباسواد و صاحب المعلومات الکثيره . بــا تــــــــــمام اين احوال حاضرم حلقه العبوديت و الچاکری ترا فی الگوشم آويزاننا!
رحـــــم .... ارحم ! يعنی رحم کن نگذار من(men) جفائک خودم را با اربـــع نـخود ترياک يقتلون !!! انا دیـــــگر طاقت الفراغ ندارم و به وصالک مشتـاقون ولـی خداوند به قدر مثقال ذره وفا فی وجودک لا آفريده !!!
انــــــــــــــا تا ثلاث ماه ديگر مرتبا" فی هر هفته واحد نامة العاشقانة بـرای انـت مينويسم ! تا بحال زارنا متــــفکرون و چنانچه باز هم بر درد دلـم لا يرسون آنــقدر اشکنا مـــن الچشمنا سرازیرون تا جـــــــــــان آفرين تسليمون !!!

آنکه من الفراقک زردا" و لاغرون الجوان الضعيف الخفيف الکثيف

لينك مطلب | پنجشنبه 15 دی1384 | 












Home | Archive | Contact US | RSS