تبليغاتX
آدمک

ماسك ، براي آلرژي فصلي
قهوه تلخ
نفت سر سفره را بايد بخوريم
دروغ به مقدار كافي
عشق هامان نم كشيده
كشتگان انفجار ، دوازده نفر
پول جواز را بايد بدهيم
پول كرايه جدا
سرمان را در برف نكنيم !
و ديگر هيچ ...

+ يحتمل نسخه 2 هم داشته باشد !

لينك مطلب | دوشنبه 26 فروردین1387 | 













ميگويند آدمك از وقتي عاشق شد ديگر آدم نشد...

DVD كنسرت نياوران لطفي رُ با هزار شوق ميخريم و با هزار تا شوق ديگه باز ميكنيم و ميبينيم كه داخل پك فقط بروشور گذاشتن و DVD لاموجود !

از اين مردك خوشمان آمده وحشتناك !

خوب كه دقت ميكنيم ميبينيم كه راست ميگويي ، همان فروند برازنده تر است مارا ( به كوري چشم بعضي ها كه از رأس خوششان مي آيد !)

ده هزار تومن ارزش بروشور رُ نداره ولي ارزش اولين DVD باكيفيت استاد رُ داره ( با ديوار نيستما با توام !)

لينك مطلب | چهارشنبه 21 فروردین1387 | 













شب هنگام ، كه ماه كامل شد
از ستاره ها بپرس
عشق مرا
و باران را قسم بده
كه چشمان نمناكم را به يادت بياورد
از سنگفرش خيابان هاي شهر
بي طاقتي قدم هايم را جويا شو
آنها صداي قدم هايم را از بر هستند
باران هم شاهد است ...
همه به تو خواهند گفت كه عشقم حقيقت بود
چيز زيادي نخواستم
قانع بودم ، به يك جمله از زبان تو
ولی ...
از باران گمشده ات را طلب كن
مردگان اين شهر منتظر دم مسيحايي تو هستند ...
آي !
هميشه هرگز !
لحظه اي درنگ كن
رد پايت را روي قلبم جا گذاشته اي ...

لينك مطلب | یکشنبه 11 فروردین1387 | 












Home | Archive | Contact US | RSS