تبليغاتX
آدمک

آقا الاغه به خانم الاغه گفت :" بيا همديگر را دوست داشته باشيم"
خانم الاغه نرم و لطيف عرعر كرد و يك جفت جفتك جانانه به پهلوي آقا الاغه زد. آقا الاغه خوشحال شد .
دُمش را تكان داد و يك لگد محكم و چكشي به پشت خانم الاغه زد. آن وقت هر دو شاد و خندان راه افتادند و فهميدند چه عشق خركي به هم دارند و همديگر را دوست دارند.
اما چند وقت بعد با ناراحتي از هم جدا شدند.
چون صاحبشون آقا الاغه را فروخت.
آنها هرگز خاطره آن جفتك و لگد را فراموش نكردند.
در روزگار پيري باز همديگر را ديدند و چقدر از جفتك و لگد حرف زدند. موقع مرگ هم آنها به ياد جفتك و لگد بودند .
اين يك جفتك به آن زد و آن يك لگد به اين زد و هر دو افتادند و مردند.
حالا همه ي الاغها از عشق عميق آقا الاغه و خانم الاغه حرف مي زدنند و به ياد آنها به هم لگد و جفتك مي زنند .
ولي آدمها نمي دانند كه عشق خركي اين شكلي است ...

محمدرضا یوسفی

لينك مطلب | جمعه 31 شهریور1385 | 













لينك مطلب | جمعه 31 شهریور1385 | 













دوست بسیار عزیزم امیر آقا به مناسبت اول مهر ماه که مصادف هست با شصت و ششمین سالروز تولد استاد آواز ایران استاد محمد رضا شجریاناستاد محمد رضا شجریان پرونده ای نوشته اند که خالی از لطف نیست که به این پست سر بزنید و مطالب رو بخونید.
کتاب شناسی آثار استاد هدایای وبلاگ به خوانندگان تصاویری از استاد دفاعیه ای از استاد و تصنیف های کمیاب این بزرگ استاد آواز بخشی از مطالب این پست هست .
در اینجا هم با اجازه امیر جان تصنیف ها و قطعه فیلم هایی که برای دانلود گزاشته اند رو تو این پست میزارم ( امیر جان با اجازه ):

تصنيف بزن آن زخمه - تصويري - كنسرت 1384 استاد شجريان
تصنيف مرغ سحر - تصويري - كنسرت 1384 استاد شجريان
تصنيف بسیار زیبای دل در عشقت بسته ام (شجريان و اركستر)
تصنيف عيشم مدامست (با همراهي تاراستاد فرهنگ شريف و تنبك شادروان جهانگير ملك)
تصنیف الا یا ایها الساقی ( ساخته پرویز مشکاتیان به همراه گروه عارف)

توجه : براي دانلود از نرم افزارهاي دانلود استفاده نكنيد و از راست كليك و انتخاب Save Target as  نيز بپرهيزيد . بلكه بر روي لينك داده شده كليك نماييد تا صفحه مربوطه باز شود . در پايين صفحه روي گزينه DownLoad كليك نماييد و تا پايان دانلود منتظر باشيد

لينك مطلب | جمعه 31 شهریور1385 | 













دو
ر
می
فا
سل
لا
و دیگر هیچ

لينك مطلب | پنجشنبه 30 شهریور1385 | 













آتشي در سينه دارم جاوداني
عمر من مرگي است نامش زندگاني
رحمتي كن كز غمت جان مي سپارم
بيش از اين من طاقت هجران ندارم
كي نهي بر سرم پاي اي پري از وفاداري
شد تمام اشك من بس در غمت كرده ام زاري
نو گلي زيبا بود حسن و جواني
عطر آن گل رحمت است و مهرباني
ناپسنديده بود دل شكستن
رشته الفت و ياري گسستن
كي كني اي پري ، ترك ستمگري ،
مي فكني نظري آخر به چشم ژاله بارم
گرچه ناز دلبران دل تازه دارد
ناز هم بر دل من ( محبوب من) اندازه دارد
اي تو گر ترحمي نمي كني بر حال زارم
جز دمي كه بگذرد كه بگذرد از چاره كارم
دانمت كه بر سرم گذر كني به رحمت اما
آن زمان كه بر كشد گياه غم سر از مزارم

رسم عاشقی با صدای قمرالملوک وزیری
رسم عاشقی با صدای همایون شجریان

لينك مطلب | چهارشنبه 29 شهریور1385 | 













کیمیاگر کتابی را که یکی از مسافران کاروان آورده بود به دست گرفته . جلد نداشت .
اما توانست نام نویسنده اش را پیدا کند: اسکار وایلد . همچنان که کتاب را ورق می زد  به داستانی در باره " نرگس " بر خورد.
کیمیاگر افسانه نرگس را می دانست . جوان زیبایی که هر روز می رفت تا زیبایی خود را در دریاچه تماشا کند . چنان شیفته خود می شد که روزی به درون دریاچه افتاد و غرق شد . در جایی که به آب افتاده بود . گلی روید که نرگس نامیدندش.
اما اسکار وایلد . داستان را چنین به پایان نمی برد . می گفت وقتی نرگس مرد . اوریادها ( الهه های جنگل) به کنار دریاچه آمدند که از یک دریاچه آب شیرین به کوزه ای سرشار از اشکهای شور استحاله یافته بود .
اوریادها پرسیدند : جرا می گریی ؟
دریاچه گفت: برای نرگس می گریم .!
اوریادها گفتند: آه... شگفت آور نیست که برای نرگس می گریی... و ادامه دادند : هر چه بود با آن که همه ما همواره در جنگل در پی او می شتافتیم .. تنها تو فرصت داشتی از نزدیک زیبائیش را تماشا کنی .
دریاچه پرسید : مگر نرگس زیبا بود ؟
اوریادها شگفت زده پاسخ دادند : که می تواند بهتر از تو این حقیقت را بداند ؟ هرچه بود هر روز در کنار تو می نشست .
دریاچه لختی ساکت ماند . سرانجام گفت :
من برای نرگس می گریم . اما هرگز زیبایی او را در نیافته بودم .
برای نرگس می گریم . چون هر بار از فراز کناره ام به رویم خم می شد ، می توانستم در اعماق دیدگانش . بازتاب زیبایی خود را ببینم ....

کیمیاگر گفت : چه داستان زیبایی..!

مقدمه کتاب کیمیاگر
 اثر جاودانه پائولو کوئیلو .

لينك مطلب | دوشنبه 20 شهریور1385 | 













زرد،سرخ،ارغوانی 

۱. زرد ، سرخ ، ارغوانی ...
۲. ساز و آواز اصفهان - فرود به ماهور
۳. دست در دست بهاران ...
۴. آنچه می خواهی نمی گویی ...
۵. تصنیف - آواز غروب دشتی - بیات ترک
۶. در قطار ...

آلبوم زیبایی هست پیشنهاد میکنم دانلود کنید
برای دانلود روی آهنگ کلیک کرده و Save target as... را بزنید

منبع آلبوم:عاشقانه . با سپاس از مهدی عزیزم

لينك مطلب | یکشنبه 19 شهریور1385 | 













گل سرخ و سفیدم کی میایی
بنفشه برگ بیدم کی میایی
تو گفتی گل در آید من میایم
وای گل عالم تموم شد کی میایی

***

خواب ديدم كه شبي رهگذري مي آيد
"شب دلتنگ مرا سر زده مي آرايد"

مي رسد تا كه پس از اين همه دلتنگي ها
گره ازبغض غزل هاي ترم بگشايد

اين همه شور كه در ذهن غزل هاي من است
بوي ياسي ست كه از هرم تنش مي آيد

غزلم نذر نگاهت مددي كن؛ چنديست
"مرگ دارد تن خود را به تنم مي سايد"

"عید همه تون مبارک"

لينك مطلب | شنبه 18 شهریور1385 | 













این مطلب رو آقای احسان تقدسی  مدیر وبلاگ دل نوشته های یک روزنامه نگار نوشتند که من هم برای این که یه کاری کرده باشم گفتم بزارم تو وبلاگ.البته از خودشون وقت نشد اجازه بگیرم ولی ان شاالله که راضی هستن:

دعوت نامه برای همه وبلاگ نویسان
چند روزی بیشتر تا نیمه شعبان باقی نمانده است. نمی دانم چرا ولی از بچگیم تا الان همیشه نیمه شعبان و تولد امام زمان برایم مفهوم دیگری داشته است. نوعی انتظار- نوعی دلبستگی- نوعی آرامش و شاید .... خیلی از کوچه ها و شهرهامون  به خاطر  تولد امام زمان چراغانی شده اند. این روزها که به این لامپهای روشن  فکر می کنم به خودم میگم شاید این لامپها و چراغها  بیشتر از ما انتظار فرج میکشند.

فکر کردم که امسال از همه وبلاگ نویسان دعوت کنم که بیاییم همه باهم و در یک حرکت جمعی مطلب روز شنبه خود را به امام زمان اختصاص بدهیم. کمتر کسی را میتوان یافت که نوعی دلبستگی و علاقه به امام زمان نداشته باشه.  به ذهنم رسید ما که از همه چیز نوشتیم و می نویسیم. یک روز هم این مدلی بنویسیم.لازم نیست حتما چیز بلندی باشه. یک عکس- یک مطلب کوتاه- یک خط شعر یا هرچیزی که فکر می کنیم به میلاد امام زمان ربط داره. " خدا کند که بیایی" هم به نظرم تیتر قشنگی میتونه باشه.

» البته من هم یه پیشنهاد داشتم که دوستان وبلاگ نویس این مطلب رو به همه اد لیست مسنجرشون بفرستن و از اونها هم بخوان که سند تو آل کنن ( همون جادوی سند تو آل) اینطوری فکر کنم دوستان بیشتری همکاری خواهند کرد.

وعده ما روز شنبه با تیتر  " خدا کند که بیایی "

لينك مطلب | پنجشنبه 16 شهریور1385 | 













قبل از هر چیز ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان رو به همه تبریک میگم

علی اکبر

و اما آهنگ امروز:
تصنیف زیبا و ماندگار موسم گل با صدای استاد ایرج بسطامی:

موسم گل، دوره ی حسن
یک دو روز است در زمانه
ای به دل آرایی به عالم فسانه
ای که ز تو مانده نکویی نشانه
خاطر عاشقان را میازار
خوش نباشد ز معشوقه آزار
گر بسوزد، شمع و پروانه را با زبانه
چون شود روز، شمع و شب را نبینی نشانه
ای به دل آرایی به عالم فسانه
ای که ز تو مانده نکویی نشانه

» دانلود آهنگ موسم گل
(برای دانلود آهنگ راست کلیک کرده و save target as... را بزنید.)

لينك مطلب | سه شنبه 14 شهریور1385 | 













جام تهی

۱. جام تهی . پر کن پیاله را
۲. راپسودی برای سنتور و ارکستر
۳. راپسودی برای تار و ارکستر
۴. در کوچه سرای شب

(برای دانلود آهنگها بر روی لینک راست کلیک کرده و Save target as ... را انتخاب کنید)
 منبع آهنگها:عاشقانه
با سپاس از دوست عزیزم مهدی

لينك مطلب | یکشنبه 12 شهریور1385 | 













گویند که لحظه ای است روییدن عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

سلطان عشق

لينك مطلب | دوشنبه 6 شهریور1385 | 













ما بلد نيستيم از خدا
استفاده کنيم
مثلاً گلدانش را آب بدهيم
موهاش را نوازش کنيم
لب‌هاش را ببوسيم
دستش را بگيريم در خيابان
نازش کنيم شب‌ها
تا آرام بگيرد
برای دوزار
خرجش می‌کنيم
قهر می‌کند
می‌رود ...

عباس معروفی

لينك مطلب | پنجشنبه 2 شهریور1385 | 













قالب سبزینه که تو پست قبلی مشاهده میکنید رو یک تغییر جزیی دادم و بعضی از اشکالاتش رو برطرف کردم .
قالب سبزینه ۲ تنها تغییری که کرده اینه که به جای عکس بالا یک فلش گذاشته شده که جالب انگیز ناک شده و شاید زیباتر هم شده. حجمش هم حتی کمتر شده!
برید حال کنید . اونوقت بگید وبلاگ من خشکه ...

دیگه عکسش رو نمیزارم چون همین پایین هست.

دریافت قالب سبزینه ۲

لينك مطلب | چهارشنبه 1 شهریور1385 | 












Home | Archive | Contact US | RSS