تبليغاتX
آدمک

قالب زیبای سبزینه قالب زیبا و سبک سبزینه تقدیم به شما
مثل قالبهای قبلی پر امکانات و زیبا و با سرعت لود شدن بسیار بالا و راضی کننده
دیگه حوصله ندارم تمام امکانات رو بنویسم که چی داره چی نداره !

ولی به نظر خودم که خیلی خیلی قشنگه! (کدوم بقالی میگه ماستش ترشه؟!! )

این هم نمایی از قالب

» دریافت قالب

لينك مطلب | دوشنبه 30 مرداد1385 | 













از امروز یه ذره بیشتر میخوام به موسیقی بپردازم برای همین هم هاست پشتیبانی از ترانه ها و آهنگ ها رو عوض کردم و از این به بعد ترانه هایی رو که میزارم رو وبلاگ در سایت زخمه آپلود میکنم و این لینک ها هم حالت دائمی خواهند داشت.

دانلود ترانه به سوی تو با صدای کوروس سرهنگ زاده با حجم ۱ مگا بایت
دانلود ترانه به سوی تو با صدای مهران زاهدی (تیتراژسریال اولین شب آرامش)

به سوی تو به شوق روی تو
به طرف کوی تو
سپیده دم آیم مگر تو را جویم
بگو کجایی
نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
ببین چه بی پروا ره تو می پویم
بگو کجایی
کی رود رخ ماهت از نظرم نظرم
 به غیر نامت کی نام دگر ببرم
اگر تو را جویم حدیث دل گویم
بگو کجایی
به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی
فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی
یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی زحال من
تا هستم من اسیر کوی توام به آرزوی توام
اگر تو را جویم حدیث دل گویم
بگو کجایی
به دست تو دادم دل پریشانم
دگر چه خواهی
فتاده ام از پا
بگو که از جانم دگر چه خواهی  .

لينك مطلب | شنبه 28 مرداد1385 | 













» مردم دنيا 25 درصد كمتر از دهه‌هاي گذشته مي‌خوابند
كمبود خواب كافي از نظر جسمي بر ميزان ترشح هورمون‌ها، ضربان قلب و متابوليسم بدن تاثيرگذار است و از نظر روحي نيز كارايي و بازده مغز را كاهش مي‌دهد. همچنين، موجب ابتلا به ديابت شده و حتي افسردگي نيز ايجاد مي‌كند. sleep
به گزارش ايسنا واحد علوم پزشكي ايران، انستيتو روانپزشكي و مركز تحقيقات بهداشت روان دانشگاه علوم پزشكي ايران اعلام كرد: نتايج تحقيقات نشان داده است، در سال‌هاي اخير الگوهاي خواب تغيير كرده و ميزان خواب مردم سراسر جهان نسبت به دهه‌هاي گذشته حدود 25 درصد كاهش يافته است و در عين حال پس از بيدار شدن نيز در وضعيت نشاط جسمي و روحي كافي قرار ندارند.
از اين‌رو، زنان مي‌توانند با رعايت اصولي در منزل، خواب خوشي را براي خود و ديگر اعضاي خانواده به ارمغان بياورند تا در طي روز نيز خانواده با نشاط و شادابي بيشتري به كار پرداخته و بازده تحصيلي، شغلي، ورزشي و عاطفي‌شان افزايش يابد كه اين نكات به قرار ذيل است:


ادامه مطلب
لينك مطلب | پنجشنبه 26 مرداد1385 | 













آتش بس اعلام شده؟ دیگه جنگی نیست؟ دیگه صدای موشک نمیاد ؟ دیگه خیابونها خونی نیست؟
دیگه هیچ سقفی روی سر بچه ها خراب نمیشه ؟ دیگه هیچ بچه ای نگران مدرسه رفتنش نیست؟ دیگه بچه ها از دیدن تانک ها وحشت نمی کنند؟ دیگه اصلا بچه ها تانک ها رو نمی بینند؟ دیگه بازی کردن بچه ها با اسباب بازیهایی که بیشتر شمشیر و تفنگ و تانکه روی حقیقت به خودشون نمی بینه؟
حرف از پیروز جنگ هست؟ یا حرف از شکست خورده جنگ؟دیگه خورشید چهره تو نمی سوزونه
آمار کشته ها و زخمی های کدوم یکی بیشتره؟
همه به هم تبریک میگن؟
تو جنگ پیروز شدن؟
کدام پیروزی کدام شکست ؟
اصلا برای چی شروع شد؟ اصلا این جنگ لعنتی چه فایده ای داشت؟ اصلا فکر میکنی جنگ برنده و بازنده داره؟
برای این شروع شد که بچه ها رو قتل عام کنند؟ برای این شروع شد که فیلم های جنگی رو به صورت زنده ببیند؟
آری کدام شکست کدام پیروزی؟
ای مادر روز و شب های سرخ ، ای مادر روز و شب های ترکش ، ای مادر روز و شب های تانک و گلوله:
دیگر خیالت راحت باشد . دیگر نگران فرزند دلبندت نباش. دیگر نگران صدای غرش تانک ها نباش.جنگ تمام شده.
اکنون برای فرزندت لالایی بگو ، او لالایی های تو رو اکنون میشنود برایش لالایی بگو تا خوابش ببرد
و خوشحال باش چون دیگر خورشید چهره اش را نمی سوزاند...
لينك مطلب | سه شنبه 24 مرداد1385 | 













منبع:بازتاب
قرار است در قسمت سی و ششم، علاوه بر پخش آخرین حضور پوپک گلدره در این سریال، قسمتی به عنوان خداحافظی با وی که شامل مصاحبه با خانواده و همکاران وی است، برای بینندگان این سریال پخش شود.
سریال نرگس که این شب ها توجه خانواده های ایرانی را به خود جلب کرده، توانسته در شاخه های مختلف و در مسیرهای گوناگونی حرف های جدیدی را بزند. گرچه بررسی این سریال نیازمند پایان آن و تحلیل حرفه ای است، اما یک حادثه بزرگ در دل این سریال در شرف تکوین است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، تغییر بازیگر نقش نرگس (پوپک گلدره) و آمدن بازیگر جایگزین حادثه کمی در این سریال نیست. با شکل گرفتن داستان و جا افتادن مرحومه گلدره در نقش خود، حالا برای آخرین بار، در قسمت سی و ششم که قرار است دوشنبه شب از شبکه سه سیما پخش شود، بیننده دیگر نرگس قبلی را ندیده و از تمام تصورات ساخته شده خود دور می شود. اما اتفاقاتی افتاده که روند این جریان را به طور کلی عوض کرده است.

به خلاف شایعه ها و خبرپراکنی های غیر حرفه ای که در مورد مرگ پوپک گلدره پخش شد، این بازیگر پس از گرفتن فرصت استراحت از مجموعه سریال، به شمال کشور سفر کرده و در بازگشت از مسیر جاده سیسنگان به نور، در حالی که مسافر یک خودروی پیکان بود، به دلیل انحراف به چپ راننده پیکان و برخورد مستقیم با یک پژو آر دی به شماره آمل، دچار ضربه مغزی شده و به کما می رود.


ادامه مطلب
لينك مطلب | یکشنبه 22 مرداد1385 | 













گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود
سوال این بود
معنی عشق چیست؟ 
نظر شما راجع به جوابهای بچه ها چیست؟
 بیلی - 4 ساله وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده.
 
 زبکا - 8 ساله مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه.
 
. کارل -5 ساله عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن
 
کریستی - 6 ساله عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما.
 
 دنی - 7 ساله عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.
 
ادامه مطلب رو از دست ندین

ادامه مطلب
لينك مطلب | یکشنبه 22 مرداد1385 | 













وقتي خدا بهت ميگه  " باشه "  چيزي که ميخواي بهت ميده
وقتي خدا بهت ميگه " صبر کن " چيز بهتري بهت ميده
وقتي خدا بهت ميگه  " نه "  داره بهترين رو برات آماده ميکنه
لينك مطلب | جمعه 20 مرداد1385 | 













ــ خداي عزيز توي كلاساي ديني يكشنبه ها به ما گفتن كه تو چيكار ميكني . كي جاي تو كار ميكنه وقتي تو ميري مرخصي ؟
ــ خداي عزيز مي خوام تو جشن هالوين لباس شيطون بپوشم ؛ از نظر تو اشكالي نداره ؟
ــ خداي عزيز آيا تو واقعا نامرئي هستي يا اين فقط يك شوخي است ؟
ــ خداي عزيز چرا به جاي اينكه بذاري مردم بميرن و مجبور بشي كه آدماي تازه ديگه اي بسازي همين آدمايي رو كه وجود دارن نيگه نمي داري ؟
ــ خداي عزيز آيا تو خداي حيوونا هستي يا خداي اونا يكي ديگه ست ؟
ــ خداي عزيز اگه واقعا منظورت اينه كه بايد با ديگران همون كاري رو كرد كه اونا با تو ميكنن ؛ پس من بايد حساب برادرم رو برسم !
ــ خداي عزيز من امريكايي هستم تو كجايي هستي ؟
ــ خداي عزيز به خاطر برادر كوچيكم متشكرم ولي من دعا كرده بودم كه يه توله سگ داشته باشم !
ــ برادر من راجع به تولد بچه ها باهام حرف زده ولي به نظرم جور در نمياد !
ــ اگه روز يكشنبه توي كليسا رو نگاه كني بهت كفشاي نوام رو نشون ميدم .
خدايا! امروز رفتم کفش خريدم....کي مياي تو کليسا منم بيام.؟کفشارو بزارم دمه در ببيني ؟
خدايا! ميشه بگي وقتي ميري يکشنبه ها تعطيلات کي مياد جات واي ميسه که دعاهاي منو بشنوه؟
خدايا! زورت ميرسه مچه دسته بابامو بخوابوني؟
خدايا!ميشه قدمو بلند کني ميخوام دوچرخه سوار بشم اخه
خدايا! اگه بگم دوتا دعا دارم مثل بابام منو ميزني؟بابامو مهربون کن...همش منو ميزنه...
نزنيشا.....
- خدايا فكركنم قابيل نمي تونست هابيلو بكشه اگه اطاقشون رو جدا ميكردي براي من و برادرم كه اينكار مؤثر بود
ــ و بالاخره يك جمله محشر از كودكي به نام چارلي : خداي عزيز تو چطور تونستي كه بدوني خدا هستي ؟
لينك مطلب | پنجشنبه 19 مرداد1385 | 













و همانا گاو را آفريديم تا انسان هيچ وقت احساس نكند خيلي نفهم است.
و الاغ را آفريديم تا خوشحال باشد كه از انسان خرتر هم هست.
و موش را تا فكر نكند خيلي ترسوست
و ميمون را تا هيچ وقت احساس نكند فقط اوست كه بي‌دليل مي‌خندد.
و همانا انسان را آفريديم و به او عقل داديم و دستور داديم برود آدم شود.
و دو هزار سال فكر كرد و آدم نشد.
و فرشتگان گزارش دادند كه از گاو نفهم‌تر، از الاغ خرتر و از موش ترسوتر است.
و بعد ازآن همه ميمونها مطمئن شدند كه بي‌دليل نمي‌خندند.
 و خداوند داناست، و زندگي زيباست و شما نمي‌دانيد.
و خداوند تواناست، و همانا شما را آفريديم چون زورمان مي‌رسيد
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، انقدر زور نزنيد، زورتان نمي‌رسد.
و اين همين است كه هست، اگر نمي‌خواهيد، برويد بميريد
و اگر مي‌خواهيد، پس ديگر نق نزنيد
و آنقدر فكر نكنيد، كارتان را بكنيد، و با خودتان حال كنيد، شايد رستگار شويد.

لينك مطلب | چهارشنبه 18 مرداد1385 | 













عجب روزگاري است، عاشق مي‌شوي مي‌گويند ديوانه است. ديوانه مي‌شوي مي‌گويند حتما عاشق است.
وقتي زنده‌اي يك نفر هم سراغت را نمي‌گيرد، وقتي مردي، دسته دسته به ملاقات جنازه‌ات مي‌آيند!
خواستم خوشبختي را معني كنم، معناي زندگي يادم رفت. خواستم سختي آن را تجربه كنم، زندگي كردن را فراموش كردم!
عجب رسمي است. همه عمر در انتظار لحظه‌هاي نابي، لحظه‌هاي ناب در فكر دليل!
زندگي: زجر – نداري – درد – گناه – ياس
مرگ: مهربان – راحت – گوارا
و حقيقت اينست كه: حقيقت تلخ است!
لينك مطلب | پنجشنبه 12 مرداد1385 | 













خیلی وقت بود میخواستم راجع به جنایات اسرائیل بنویسم ولی اصلا فرصتش نمیشد. و این کار به نظرم کمترین کاریه که میتونستم بکنم به عنوان یک" انسان " و نه به عنوان یک مسلمان یا ایرانی یا بلاگر.
آرام بخواب...همه چیز برای همیشه تمام شد.

مونده بودم چی بنویسم اصلا بنویسم یا تصویر این جنایات رو بزارم یا...
تا اینکه امروز یکی از دوستهای خوبم یه پستی تو وبلاگش گذاشت که دیدم خیلی گیرا نوشته و شاید من نتونم به زیبایی او بنویسم این شد که تصمیم گرفتم لینک این پست آقا امیر رو بزارم.البته فرصت نشد از خودش اجازه بگیرم ولی ان شالله که راضیه.
» هنگام بوسه و غزل عاشقانه نيست
 
لينك مطلب | دوشنبه 9 مرداد1385 | 













پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه ي من آشيانه بسازي.
پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب مي دانم . اما گاهي پرنده ها و انسان ها را اشتباه مي گيرم .
انسان خنديد و به نظرش اين بزرگ ترين اشتباه ممكن بود .
پرنده گفت : راستي ، چرا پر زدن را كنار گذاشتي ؟
انسان منظور پرنده را نفهميد ، اما باز هم خنديد .
پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي كه نمي دانست چيست . شايد يك آبي دور ، يك اوج دوست داشتني .
پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشان رفته است . درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرين نكند فراموشش مي شود .
پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد .
آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي .
راستي عزيزم ، بال هايت را كجا گذاشتي ؟
انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گريست !!!!!
 
اي خدا مي شود بازهم به ما بالهايمان را بدهي...
لينك مطلب | یکشنبه 8 مرداد1385 | 













شب لیله الرغائب
شب آرزوها
میگن هر آرزویی داری تو این شب برآورده میشه.
مخصوصا اگه با زبون روزه آرزو کنی.
خدایا...
خدایا خودت که خبر داری از دلمون...

یا من ارجوه کل خیر

یا من یعطی الکثیر بالقلیل...

اعطنی بمسالتی ایاک  " جمیع " خیرالدنیا والاخره...

 

لينك مطلب | پنجشنبه 5 مرداد1385 | 












Home | Archive | Contact US | RSS