تبليغاتX
آدمک

تکرار میشوم
در این تاریکی
روی نت ٫لا٬

لينك مطلب | شنبه 29 بهمن1384 | 













این پست دچار حذف شدگی شد !
لينك مطلب | جمعه 28 بهمن1384 | 













به همین سادگی...
لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













من سازم
بندی آوازم
برگيرم ،
بنوازم.
بر تارم
زخمه "لا" می زن،
راه فنا می زن...

"سهراب"

لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













بس که پیدا بودی
هیچکس با خبر از نام و نشان تو نبود
چشمه ای صاف
نهان در دل کوه
غنچه ای سرخ
نهان در دل مه
هیچکس
در پی روح جوان تو نبود
نگران همه بودی اما
هیچکس
نگران تو نبود

عمران صلاحی

لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













pageRank  چیست ؟

Pagerank به معنای رتبه صفحه است و در اصل امتیازی است که گوگل برای هر صفحه وب قائل میشود . برای دیدن رتبه صفحات یک سایت میتوانید تولبار گوگل را دانلود و روی IE خود نصب کنید تا به محض ورود به هر صفحه ای امتیاز آن صفحه را روی نوار ابزار گوگل مشاهده کنید .

تئوری عملکرد PageRank :

امتیاز بندی صفحات به این صورت است که یک لینک از یک صفحه وب به یک صفحه دیگر که در یک سایت دیگر است به معنای یک امتیاز مثبت برای صفحه مقصد حساب میشود . چون وب مسترها لینک سایت هایی را در سایت خود قرار میدهند که فکر میکنند برای بازدید کنندگان سایتشان جالب و با ارزش باشد . گوگل از تعداد این لینک های ورودی به صفحات سایت های دیگر ، برای قضاوت درباره امتیاز دهی به آنها و نیز مرتب کردن آنها در هنگام جستجو در گوگل استفاده کرد . برای مشاهده لینک های ورودی به سایت خود میتوانید جمله link:http://www.yourURL.com را در گوگل وارد کنید تا لیست سایت هایی که به شما لینک داده اند را مشاهده کنید . البته هنوز گوگل تمامی لینک های ورودی به سایت را نشان نمی دهد .

PageRank

PageRank چگونه محاسبه میشود :

راحت ترین سخن درباره محاسبه اش اینه که PageRank با استفاده از اشتراک گرفتن تمامی لینک های ورودی به سایت شما محاسبه میشود . البته این موضوع اکیدا صحیح نیست ، چون گوگل لینک های داخلی را هم در محاسبه شریک میکند . همچنین رتبه PageRank صفحه ای که به شما لینک داده هم ، در بالا بردن رتبه سایت شما موثر است . بعلاوه تعداد لینک های خارجی که در صفحه مبدا وجود دارد نیز در رتبه سایت مقصد تاثیر دارد .  بطور عمومی 85% از رتبه سایت مبدا همراه با لینک به سایت مقصد ارسال میشود . پس یک صفحه وب با پیج رنک 5 و فقط با یک لینک خارجی در صفحه اش( که همان لینک سایت شماست)  باید 85% از اعتبار رتبه 5 را برای صفحه ای که به آن لینکیده ارسال کند .

ولی در واقع هیچ صفحه ای فقط یک لینک ندارد – به یاد آورید که لینک های داخلی هم اغلب اوقات در محاسبه بحساب می آیند – پس میزان پیج رنک ارسالی عبارت است از 85% از پیج رنک همان صفحه تقسیم بر تعداد لینک های خارجی .

سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که تفاوت رتبه های پیج رنک چقدر است و مثلا رتبه 4 با 5 چقدر تفاوت داره ؟ چیزی که معلومه اینه که اعداد گوگل در پیج رنک فقط یک عدد ثابت نیستند و نشان دهنده یه بازه عددی هستند . بنابر این تمام پیج رنک های 5 با هم مساوی نیستند .

منبع:ماکرومدیا ایکس

لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













کمی خبر خوش
فقط کمی
تا عشق ، نفرت را از میان بردارد
کمی خبرهای خوش
من برای زنده ماندن
فقط کمی خبرهای خوش می خواهم

آن ماری

لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













ما چيستيم ؟
جز مولکولهاي فعال ذهن زمين،
که خاطرات کهکشانها را مغشوش مي کنيم !

حسین پناهی

لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













دير زماني در او نگريستم
چندان كه،چون نظري از وي باز گرفتم
درپيرامون من
همه چيزي
به هيات او در آمده بود.
آنگاه دانستم كه مراديگر
از او گزير نيست.

احمد شاملو

لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













آن صداها به كجا رفت
صداهاي بلند
گريه ها قهقه ها
آن امانت ها را
آسمان آيا پس خواهد داد ؟
پس چرا حافظ گفت
آسمان بار امانت نتوانست كشيد
نعره هاي حلاج
بر سر چوبه ي دار
به كجا رفت كجا ؟
به كجا مي رود آه
چهچه گنجشك بر ساقه ي باد
آسمان آيا
اين امانت ها را
باز پس خواهد داد ؟

شفيعی کدکنی

لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













روزی مردی به خونه اومد و دید که دختر سه ساله اش قشنگترین و گرونترین کاغذ کادوی موجود در کمد اون رو تیکه تیکه کرده و با اون یه جعبه کفش قدیمی رو تزیین کرده !!! مرد دخترک رو بخاطر اینکار تنبیه کرد و دختر کوچولو اون شب با گریه به رختخواب رفت و خوابید. فردا صبح وقتی مرد از خواب بیدار شد و چشاش رو باز کرد ، دید که دخترک بالای سرش نشسته و جعبه تزیین شده رو به طرف اون دراز کرده!! مرد تازه یادش اومد که امروز ، روز تولدشه و دختر کوچولوش اون کاغذ رو برای تزیین کادوی تولد اون استفاده کرده. با شرمندگی دخترش رو بوسید و جعبه رو از اون گرفت و درش رو باز کرد. اما در کمال تعجب دید که جعبه خالیه !!! مرد دوباره به دخترش پرخاش کرد که : « جعبه خالی که هدیه نمیشه!! باید توش یه چیزی میذاشتی !!!». دخترک با تعجب به صورت پدرش خیره شد و گفت : « اما این جعبه خالی نیست. من دیشب هزار تا بوس توش گذاشتم تا هروقت دلت برام تنگ شد یکی از اونا رو برداری و استفاده کنی از اون روز به بعد ، پدر همیشه اون جعبه رو همراه خودش داشت و هروقت دلتنگ دخترش می شد در اون رو باز می کرد و با برداشتن یه بوسه آروم می گرفت. هدیه کار خودش رو کرده بود
لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها را بستم .
باد با شاخه در آویخته بود .
من ، در این خانه تنها ، تنها .
غم عالم به دلم ریخته بود .
ناگهان حس کردم :
که کسی ،‌ آنجا ، بیرون ، در باغ ، در پس پنجره می گرید ....
صبحگاهان ، شبنم
می چکید از گل سیب ...

"ناشناس"

لينك مطلب | سه شنبه 25 بهمن1384 | 













 مردم عراق بدلیل توهین مطبوعات دانمارک به ساحت قدسی پیامبر اکرم (ص) شکلات‌های متنوع دانمارکی را تحریم و بجای آن از محصولات شیرین عسل ایران استفاده می‌نمایند. قبلا دانش آموزان کویتی در حرکتی نمادین شکلات‌های دانمارکی را به زباله انداخته و از شکلات‌های ایرانی شیرین عسل استفاده کردند.
مهر
................................................
۱.حذف شد !
۲.باز هم حذف شد !!
۳.ميخوام يه مطلبي راجع به فرهنگ هاي غلط عاشورا و محرم بنويسم چون دلم از بعضي مسايل كه برام پيش اومده خيلي پره سعي ميكنم زود تر انجامش بدم
۴.احساس ميكنم براي بعضي چيزا لياقت ندارم
۵.يا علي
لينك مطلب | یکشنبه 23 بهمن1384 | 













عجب شبیه امشب
میخواستم راجع به خیلی مسایل بنویسم
ولی یه اتفاقی افتاد که اصلا دیگه همه چی رو از یاد بردم
بعد از عزاداری تو مسجد وقتی برمیگشتم خونه شنیدم که سقف یکی از مسجدهای محلمون فروریخته و چند نفری شدیدا زخمی شدند ولی خوشبختانه هیچ تلفات جانی نداشته
مادر یکی از دوستهام هم زخمی شده ، گفتن احتمال خونریزی داخلی داره
برای همه شون دعا کنید...

لينك مطلب | سه شنبه 18 بهمن1384 | 













درويشي از مجنون پرسيد: چند ساله اي مجنون؟
گفت: هزار وچهل
درويش بر آشفت: اي ديوانه نوح نبي هزار سال عمر كرد و تو هزار و چهل؟!
مجنون گفت: آنچه از شب و روز بر من گذشته است چهل سال بيش نباشد وآن يك نگاه ليلي، هزار سال بلكه بيش بود پس آن چهل و اين هزار مي شود هزار و چهل.
لينك مطلب | یکشنبه 16 بهمن1384 | 













وقتی برمیگردی آرشیوت رو نگا میندازی میبینی که باید این پست حذف میشد !
...
واللا !

لينك مطلب | یکشنبه 16 بهمن1384 | 













تو چشم گذاشتي
من قايم شدم
تو يکي ديگه رو پيدا کردي...
لينك مطلب | یکشنبه 16 بهمن1384 | 













یه قالب جدید و زیبا از خودم در وکردم که امروز میزارم برای استفاده شما امیدوارم که خوشتون بیاد
اسم این قالب رو گذاشتم دفترچه و اما خصوصیات اون

قالبی بسیار ساده سبک و شیک که تجهیزات بسیار ضروری برای یک وبلاگ خوب رو داره
امکان جستجو در تمام مطالب وبلاگ مخصوصا آرشیو ها
یک شمارنده برای وبلاگ که از ضروریاته
نمایش رنک وبلاگ یا همان ارزیابی وبلاگ شما از دید گوگل که یک امتیازی از ۱ تا ۱۰ به وبلاگ شما میده
یک منوی بسیار زیبا و شیک در قسمت بالای وبلاگ که قالب رو زیباتر کرده و ...

برای گرفتن قالب و دیدن عکس اون بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
لينك مطلب | شنبه 15 بهمن1384 | 













چون دو ريل از يک خط آهن هستيم.
نزديک بودن ايستگاه آخر چه چيزی را عوض می کند؟

 سونای آکين

لينك مطلب | جمعه 14 بهمن1384 | 













در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي كرد.
بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت .
نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرارداد.
ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد. پادشاه در ان يادداشت نوشته بود :
" هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد"

لينك مطلب | پنجشنبه 13 بهمن1384 | 













من گاهي خيلي بيشتر از خودم عجيب مي شوم
بعضي وقتها دوست دارم اسب باشم
به خاطر نجابتش
گاهي دوست دارم سگ باشم
به خاطر وفاداري اش
گاهي مي خواهم فيل باشم
به خاطر متانتش
و گاهي دلم مي خواهد شير باشم
به خاطر ابهتش
بعضي وقتها مي خواهم کبوتر باشم
به خاطر آزاده بودنش
و گاهي هم هوس مي کنم طاووس باشم
به خاطر غرور و زيبايي اش
و گاهي اوقات که هوس مي کنم انسان باشم مي ترسم
از وفادار نبودنش
و از نجيب نبودش
از اسير بودنش
و از ترسو بودنش
و گاهي هم
از آدم بودنش ...
لينك مطلب | پنجشنبه 13 بهمن1384 | 













با دستمال هايي پر از سيب و گلابي
چشمانم را بستي
با دست هايي خالي از سيب و گلابي
بازشان كردم
رفته بودي تا هميشه هاي دور
گول نمي خورم
چشم ها را باز نمي كنم
ديگر بازي نمي كنم!

متين السادات عرب زاده

لينك مطلب | سه شنبه 11 بهمن1384 | 













بايد اعتراف کنم من نيز گاهي به آسمان نگاه کرده ام؛
دزدانه، در چشم ستارگان؛
نه به تمامي شان؛
تنها به آنهايي که شبيه ترند به چشمان تو...
لينك مطلب | دوشنبه 10 بهمن1384 | 













براي اين كه بتوانيد از رايانه اتان راحت تر و بهتر استفاده كنيد توجه شما را به چند ترفند جلب مبكنيم .
كاهش سرعت ناگهاني كامپيوتر
اگر ناگهان از سرعت كامپيوتر كاسته شد و احساس كرديد كامپيوتر شما كند كار ميكند به احتمال فراوان دليل آن استفاده از Cut و Copy يك فايل بزرگ و نگهداري آن در بخشي از حافظه انتقال اطلاعات كامپيوتر به نام Clipboard است. براي پاك كردن محتويات اين حافظه كه عامل اصلي از دست دادن سرعت كامپيوتر است انتخاب چند  ... 

 حرف ساده و كپي مجدد آن به كليپ بورد حافظه را از اطلاعات غير ضروري تخليه خواهد كرد.

رنگ و خميده نوشتن در مايكروسافت ورد
براي پر رنگ كردن Bold و خميده نوشتن Italic كلمات در مايكروسافت ورد راههاي فراواني مانند Ctrl B و Ctrl I وجود دارد. ساده ترين روش پر رنگ نوشتن كلمات و جملات تايپ علامت ستاره (شيفت و عدد 8) بدون فاصله دقيقاً در ابتداي كلمه و جمله و تايپ مجدد و بدون فاصله آن در انتهاي جمله است. خميده كردن كلمات هم با قرار دادن علامت خط تيره (شيفت و علامت منها) در اول و آخر كلمات انجام ميشود.

كيبورد مجازي در ويندوز XP و ME
همه ما نمي توانيم و يا نمي خواهيم با كيبورد تايپ كنيم. با كيبورد مجازي ويندوز و كليك ماوس ميتوان در نرم‌افزاري تايپ كرد. براي راه اندازي كيبورد مايكروسافت ابتدا با دگمه استارت شروع كرده و سپس Run را از آن انتخاب كنيد در محل مخصوص دستور اجراي فرامين 3 حرف osk كه كوتاه شده On Screen Keyboard است را وارد كرده و سپس دگمه OK را فشار دهيد تا كيبورد ويندوز در مانيتور ظاهر شود. حالا با استفاده از ماوس و كليك بر روي حروف ميشود به راحتي تايپ كرد.


ادامه مطلب
لينك مطلب | سه شنبه 4 بهمن1384 | 













تو ای کسی که هيچگاه
نيامدی به وعده گاه
هنوز هم سه شنبه ها
به وقت مرگ آفتاب
کنار نرده های باغ
من انتظار می کشم ...

بابک پردل

لينك مطلب | سه شنبه 4 بهمن1384 | 













 هيچ قانون سخت و قاطعي براي بوجود آوردن يك وبلاگ وجود ندارد. با رعايت چند نكته وبلاگ نويسان مي توانند ميزان مقبوليت وبلاگ خود را افزايش دهند.
به موضوع اهميت دهيد:
در يك وبلاگ موضوعات مختلفي مي تواند وجود داشته باشد ولي مطالب موجود در هر شاخه بايد متناسب با يك موضوع مشخص باشد.وبلاگ بازديد كنندگان وبلاگ شما وقتي وارد شاخه مورد علاقه خود مي شوند دوست دارند مطلبي متناسب با موضوع كه...
مورد پسند آنها قرار گرفته است پيدا كنند پس آنها را نااميد نكنيد. بيشتر خوانندگان وبلاگ علاقه اي به دانستن اينكه مثلاً شما براي صبحانه چه خورده ايد ندارند! اگر چه ممكن است براي آنها ميزان كالري يك صبحانه معمول جالب باشد. يك موضوع براي وبلاگ خود تعيين كنيد و به آن بچسبيد! در اين صورت مي توانيد مطمئن باشيد كه افرادي علاقه مند به موضوع انتخابي وجود دارند كه دوباره به وبلاگ شما سر مي زنند. چون شما همان چيزي را فراهم مي كنيد كه انها مي خواهند.
 وبلاگ خود را آموزنده نگه داريد
 اگر مي خواهيد اين احساس را در بازديدكنندگان ايجاد كنيد كه شما در يك علم يا رشته مسلط هستيد بايد هميشه در جريان اخبار در اين زمينه باشيد. اگر يك محصول را معرفي مي كنيد يا در زمينه اي مطلبي مي نويسيد آن را با حقايق بسنجيد قبل از آن كه آن را در اختيار بازديدكنندگان خود قرار دهيد. چون هميشه اعتبار شما در خطر است. اگر صحبتي داريد و مي خواهيد آن را بيان كنيد آن را خلاصه كنيد و سعي كنيد محتواي ان همانند يك سرمقاله باشد.

 خبر قديمي ديگر خبر نيست
 در حاليكه مي توانيد روي وبلاگ خود هر روز مطالب جديد قرار دهيد بسيار مهم است كه مطالبي كه ارائه مي دهيد به روز و دقيق باشد و نوشتن يك مقاله در مورد اتفاقي كه شش ماه پيش رويداده است مورد علاقه بسياري نخواهد بود و باز هم اعتبار وبلاگ خود را به خطر انداخته ايد.
 


ادامه مطلب
لينك مطلب | سه شنبه 4 بهمن1384 | 













آن لحظه كه فرياد كلاغ ها
ميان تكه ابرها مانده بود
من، منتظر
براي رسيدن قطعه اي از آسمان بودم
۱ و ۲ و ۳...
بشمار لحظه ها را
و آرزو كن
قطعه اي آسمان مال تو باد!

شيرين صالحه

لينك مطلب | دوشنبه 3 بهمن1384 | 













ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد . و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند . و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند . و بعضي آزادگيشان را. شيطان مي‌خنديد
لينك مطلب | دوشنبه 3 بهمن1384 | 













فرض کن که ..

زیر آوار موندی و بعد از 5 روز تلاش بی وقفه زیر آوار، نوک انگشتت به موبایلت می رسه وقتی با آخرین جونت دکمه ریدایال رو میزنین همون موقع یه بوق بوق می شنوی یعنی که باتریم تموم شده ...

فرض کن که ...

داری خسته و کوفته از یه کنفرانس حمایت از حقوق زنان و کودکان بر می گردی. اونجا یه سخنرانی عالی کردی و هزار نفر ازت هزار تا سئوال بی ربط پرسیدن و تا نصف شب علافت کردن، ولی وقتی نصف شب داری می ری خونت یه بوکسور سنگین وزن جلو راهتو می گیره و بهت تجاوز می کنه ...

فرض کن که ...

فرض کن هنوز زیر آواری. صدای سگهای زنده یاب رو می شنوی که تا بیست متری تو رسیدن ولی هر چی صبر میکنی سراغ تو نمی آن، آخه بیست متری محل تو یه مغازه قصابی بوده ...

فرض کن که ...

همه عمرت غذای چرب نخوردی، مواظب فشار خونت بودی و وزنتو متعادل نگه داشتی ولی آخر سر بهت می گن سرطان معده گرفتی ...

فرض کن که ...

هنوز یه یه سال نیست که شوهر قبلی ایت برای اینکه حامله نمی شدی طلاقت داده ولی وقتی به خودت می آیی می بینی از اون بوکسور سنگین وزنه حامله شدی ...

فرض کن که ...

بالاخره زنده از زیر آوار درت آوردن ولی آمبولانست تو راه بم تهران چپ می کنه...

فرض کن که ...

یه عمر همه دوستاتو به علت سیگاری بودن، دقت نکردن توی انتخاب همسر و اخلاق بد و عصبانیت نصیحت کردی ولی وقتی یه شب میری خونت همسرتو با یه معتاد (از اون نوع تو جوبیاش) تو رختخواب تنها می بینی، عصبانی می شی همسرتو می زنی معتاده در میره و پلیس می رسه و مواد یارو رو تو خونت پیدا می کنه ....

فرض کن که ...

همه خواستگارات رو رد میکنی و برای احترام به شأن انسانی بچه بوکسوره رو بزرگ می کنی ولی وقتی بچه هه بیست سالش می شه یه دفعه سر و کله بوکسوره پیدا می شه و ازت شکایت می کنه و حظانت بجه اش رو می خواد.

فرض کن که ...

توی دادگاه خیال می کنی حق با توئه ولی با اینکه قاضی از جرم قاچاق مواد مخدرت می گذره، ولی مجبورت می کنه که از معتاده به علت تهمت و افترا عذر خواهی کنی ...

فرض کن که ...

سالهای سال برای جلوگیری از انقراض نسل گرگهای استان کرمان فعالیت کردی ولی نتونستی نسل اونها رو نجات بدی ولی حالا که آمبولانست چپ کرده و ته یه دره افتادی برق چشای گرگهای کرمانی رو می بینی که نزدیک می شن...

فرض کن که ...

اون بیست سالی که تو داشتی بچه بکسوره رو بزرگ می کردی دوستای دیگت کارهای تو رو دنبال کردن و حتی بعضی هاشون نوبل صلح هم گرفتن ولی دادگاه حظانت بچه بکسوره رو به تو نمی ده چون ابوت رو که نمی شه باطل کرد ...

فرض کن که ...

هر چی داد می زنی که ای بابا یه مرد که نمی تونه هر کاری که دلش خواست بکنه که! بهت می گن چون شما بچه اتون نمی شه اون حق داره هر کاری که میخواد بکنه. تو می گی آخه بابا تقصر اونه ... اونوقت بهت می گن ... اه ...نقص عضو آقاتون حتما به علت اون کتکیه که بهش زدین ...حالا دیه آقاتون رو هم باید بدین ... فرض کن حکم دادگاه اینه که قبل اینکه طلاقت بده دیه آقا رو هم باید بدی ..

فرض کن که ...

توی دادگاه غش می کنی وقتی بچه بوکسور رو ازت می گیرن. می برنت بیمارستان. اولش خیال میکنن که خودتو زدی به موش مردگی و یه آمپول آب مقطر می زنن زیر پوستت تا حالت جا بیاد ولی وقتی خوب و درست بررسیت میکنن می بینن که ای بابا تو سرطان معده داری ...

فرض کن که ...

با اینکه می گی مهرت حلال وجونت آزاد ولی باز هم کلی زندانی می کشی با اینحال توی زندان مکاتبه ای درس می خونی و دکترای جانور شناسی در مورد گرگهای کرمان می گیری ولی وقتی آزاد می شی نسل گرگهای کرمان منقرض می شن.

تو تمام درسای دکترای گرگ شناسی ات خوندی که گرگهای کرمان آدم نمی خورن مگه وقتی یه آدم سرطانی رو که شوهرش طلاقش داده وبچه اش رو هم ازش گرفتن (اگه اینو تو یه کتاب جانور شناسی می خوندی شاخ در می آوردی) ...

فرض کن که ...

از اونجا که خیلی آدم با همت و تلاشی هستی بی خیال جانور و احتمال انقراضشون می شی و می زنی تو کار حقوق و می شی مدافع حقوق زنان ولی درست وقتی دکترای حقوق می گیری دادگاهها اسلامی می شه و همه حق و حقوق ها رو از زنها می گیرن و میدن به مردا ...

فرض کن که ...

وقتی می فهمی سرطان داری دیگه حالت خوب می شه خوشحال می شی و سر میذاری به بیابون سه ماه آزگار هیچ سر پناهی پیدا نمی کنی دیگه حتی به یه خونه خشتی هم راضی هستی ولی وقتی به یه خونه می رسی تا می ری توش زلزله می آد و خون سرت خراب می شه ...

فرض کن که ...

گرگه دهنش رو باز میکنه روی گردنت مذاره و فشار می ده طوری که نشت کردن بذاقش رو تون رگهات حس می کنی ...

حالا می بینی که ...

گرگه بلندت مکنه می بردت توی کوهها بلند. دور از شهر و جاده و آدمها. گوشت شکار می ده بخوری تا قوی و سرحال بیای. بعد از مدتی می بینی که حتی معده ات هم دیگه درد نمی کنه. استخوانای خورد و خمیرت طوری جوش می خورن که استعداد ورزشی ات صد برابر می شن و با گرگ کرمانی تمرین مبارزه تن به تن می کنی. از کوه بر می گردی و بذاق دهن گرگ رو به عنوان داروی سرطان معده معرفی می کنی و جایزه نوبل میگیری. با بوکسور سنگین وزن مسابقه می دی و تا حد مرگ می زنیش و بچه اش رو ازش پس می گیری. ثابت میکنی که حقوق زن و مرد برابره. شوهر سابقت که می بینیه حالا بچه دار شدی دوباره می آد خواستگاریت و تو جواب منفی می دی ...جایزه نوبلت رو به یه انجمن معتادهای گمنام می بخشی تا صرف سالم سازی معتادا بشه و تو دوباره به کوه بر میگردی و با گرگ کرمانی بقیه عمرت رو به خوشبختی می گذرونی!

* به خدا منبعش رو نمیدونم !

لينك مطلب | دوشنبه 3 بهمن1384 | 













نقد و تحليلي بر تبصره الحاقي به ماده (1130) قانون مدني
 
قاسم باشكوه (رئيس شعبه 81 دادگاه عمومي مشهد مقدس)
 
فرض بر اين است كه مقنن بر كرسي حكمت نشسته و راهي جز عدل و انصاف نمي‌پيمايد و تكليف لايطاق بر دوش خلق نمي‌نهد. در تصويب و تشريع قانون، خود را در مقام خطاب و بيان دانسته و تأخير بيان حوائج نيازمندان به قانون و عدالت را بر خود قبيح مي‌داند. از فراز قله تقنين نگاه حكيمانه و تيزبين خود را بر تمام زوايا و آحاد جامعه گسترده و در وضع قانون با استخدام كلمات و واژه‌هاي متناسب و رسا بدون ايجاز مخل و اطناب ممل سعي و اهتمام در جلب مصالح و دفع مفاسد مي‌نمايد.
دايره قانون را جز اين مداري و واضح آن را جز اين انتظاري نيست؛ و ايضاً، گمان بر اين است كه او با پاي چوبين تسامح كه بس بي‌تمكين است راه نمي‌رود و عصاي تساهل و تغافل كه بس سنگين است به دست نمي‌گيرد؛ در وضع قانون براي رسيدن به هدفهاي متعالي خود كه همانا گسترش قسط و عدل مي‌باشد به دست هر واژه و كلمه‌اي معنايي سپرده و از پويندگان اين راه خطير مجدّانه خواسته در مقام عمل از كنار واژگان او بي‌تفاوت عبور نكرده و كلام او را حمل بر تسامح ننمايند كه (اعمال الكلام اولي من اهماله).
و باز هم فرض و گمان بر آن است كه او با اينكه سياست مي‌داند، سياست كار نيست و براي خوشايند اين و آن ، حق و عدالت را بر تار سياست نمي‌بافد كه سياست منفي را در ترازوي عدالت وزني نيست.
و او مي‌داند كه اشتباه ادبي از همه كس ناپسند است و صد البته از قانونگذار، كه كلام او معيار و ميزان داوري قرار خواهد گرفت بدون هيچ اغماضي.
نهاد خانواده به لحاظ نقش و تأثير ويژه‌اي كه در سعادت و ضلالت هر جامعه‌اي دارد بايد مورد توجه و عنايت خاص قانونگذار باشد و هميشه زير چتر حمايت او قرار بگيرد؛ به نحوي كه نهايت سعي و تلاش در جهت استحكام بنياد خانواده معمول و از اضمحلال و فروپاشي آن جلوگيري شود تا جامعه دچار تبعات سوء فروپاشي آن نشود.
ادامه مطلب
لينك مطلب | شنبه 1 بهمن1384 | 












Home | Archive | Contact US | RSS